یک خبر آموزنده – ایسنا

[ad_1]

یکی از مهم ترین اهداف سرویس های اطلاعاتی در سراسر جهان، تلاش برای نفوذ در سازمان ها و مراکز تصمیم گیری کشورهای هدف و استخدام عوامل و مدیران مربوطه است. وجود انگیزه های مختلف (مالی، عقیدتی، موقعیتی و …) در افراد و افراد، زمینه کافی برای دستیابی به اهداف سرویس های اطلاعاتی را فراهم می کند.

به گزارش ایسنا، آنچه در زیر می آید ماجرای دستگیری یک مقام دولتی است. زندگی با بیگانگان بدون توجه به حساسیت ها، بی توجهی به خواسته های عوامل اطلاعاتی حریف، بی اطلاعی از ترفندهای سرویس های اطلاعاتی در جذب افراد برای جاسوسی با انگیزه های مالی و دریافت پول از جمله مواردی بود که باعث جلب همکاری دشمن شد:

«آقای الف» به دلیل ارتباط با عوامل خارجی و جاسوسی دستگیر و روانه زندان شد. اگر در تحصیلات عالی خود تأمل می کرد و خطر را احساس می کرد، به مدارج عالی می رسید. دلیل آقای الف- همکاری با بیگانه، جهل و بی توجهی به کیفیت، نزدیکی به غریبه و ترس از مجازات بیشتر بود. او فکر نمی کرد اطلاعاتی که به مرد غریبه می دهد جاسوسی باشد، بلکه او اوایل روز برای ادامه دوستی خود با افسر اطلاعات سفارت این کار را انجام داده است. توجه به کیفیت رابطه آقای. A. and the Alien from the Start نشان می دهد که چگونه سرویس های خارجی برای نفوذ به سازمان ها و نحوه آلوده کردن افراد کار می کنند. افسر اطلاعات طوری به او نزدیک شد که مدت ها آقای. الف هیچ اطلاعی نداشت که به کجا می رود و تا زمانی که به حقیقت ماجرا پی برد کاملاً آلوده شده بود.

آقای. الف متولد یکی از استان های مرکزی و دارای مدرک دکترای حقوق و فارغ التحصیل رشته حقوق در خارج از کشور است. در سال 1367 در یکی از ادارات استخدام شد و اندکی بعد در یکی از ضیافت های سفارت خارجی با یکی از کارکنان سفارت آشنا شد و دوستی آنها ادامه یافت و در نهایت این آشنایی به جمع های خانوادگی تبدیل شد.

پس از گسترش همکاری خود با آقای. الف، برای تثبیت وضعیت خدمتی خود از وی درخواست کمک کرد و اظهار داشت: با توجه به اینکه مدتی است گزارشی در مورد مسائل کلی و مقالات مطبوعات ایران به وزارت امور خارجه ارائه نکرده است، آیا امکان دارد؟ با توجه (البته او هیچ پولی ارائه نمی دهد) و آقای. A موافقت می کند و این کار را برای او انجام می دهد تا دوستی آنها را ادامه دهد.

در جلسات بعدی، آن شخص از آقای الف. در صورت یافتن موضوعات دیگری که برای تکمیل محتوای مطبوعات ایران مهم است، شما را مورد آزار و اذیت قرار ندهید. بنابراین مشخص است که افسر اطلاعاتی (کارمند سفارت) بدون طرح سؤالات مادی، آقای. گام به گام فقط برای کمک به خود و تثبیت موقعیت خدمتی خود در وزارت امور خارجه کشورتان.

اگر آقای اگر الف از سنین پایین به نزدیکی و خواسته های غیرعادی آن شخص پی می برد، مطمئناً منحرف نمی شد، اما اصول کار اطلاعاتی و نحوه برخورد غریبه ها را نمی دانست. بنابراین افرادی که برای حفاظت از کشور و خود درگیر فعالیت ها و خدماتی هستند باید از خطراتی که آنها را تهدید می کند آگاه باشند. اکثر مقامات تحصیلکرده دولتی از این خطرات آگاه هستند، اما درصد کمی ممکن است به دلیل سهل انگاری و بی توجهی به کیفیت کار یا نارضایتی های مختلف در دام مقامات سفارت خارجی یا افسران اطلاعاتی خارجی بیفتند.

کار آقای الف قرار بود با پیشنهاد جاسوسی از سوی مرد غریبه سریعاً به مقامات اطلاع دهد، اما با توجه به توسعه معاشرت با او و اسنادی که در طول زمان به او داده بود، دچار این توهم شد. این مسائل با مراجع، مسئولیت سنگینی بر دوش او خواهد بود، لذا این علم را ادامه داد و بیشتر به خیانت آلوده شد. بنابراین همانطور که گفته شد آقای الف با انجام فعالیت های جاسوسی از طرف دولت خارجی موافقت کرد و در جلسه بعدی یادداشت های بعدی را تهیه و به کارکنان ذیصلاح سفارت تحویل داد و در ازای آن مبلغ 3000 دلار دریافت کرد. وجود دوستی های گذشته در ازای مبلغی که از آقای. الف رسید کتبی دریافت کرد و به همین دلیل آقای. الف با این مدرک کاملاً خود را جاسوس به سفارت خارجی معرفی کرد.

در مجموع این سرویس ها در اولین فرصت تلاش می کنند تا مدرکی علیه این جاسوسان به دست آورند و هیچ مدرک قاطع و پیروزمندانه ای جز دریافت پول وجود ندارد و افسران اطلاعاتی این کشورها می توانند بگویند که اگر فردی مانند آقای. الف. از جاسوسی پشیمان است، از رسیدها و اسناد مکتوبی که در اختیار دارند به عنوان تهدید استفاده می کنند و از این طریق می توانند این افراد را برای همیشه در اختیار داشته باشند.

انگار وقتی ماموریت آن شخص در ایران تمام می شود به آقا می گوید. الف. “او یا یکی از همکارانش با او تماس می گیرد.”

در اواخر سال 1373 آقای. الف توسط دفترش به اروپا فرستاده شد و پس از دو سال و نیم شخصی از یکی از شهرهای اروپایی به نام آقای. الف و از او خواست که به ملاقاتش برود و یک هفته بعد در یکی از رستوران های شهر با آنها ملاقات کرد. در این دیدار آقای یک کارمند سابق سفارت در ایران با فرد جدید تماس گرفته است. جلسات آنها تکرار شد و به تدریج این فرد جدید از آقای دکتر پرسید. الف هر خبری را که فکر می کرد برایشان مفید است به او برسانند.

طبق فرمایش شما جناب الف. اطلاعات روابط ایران و یک کشور اروپایی را از طرق مختلف جمع آوری کرده و به تناوب در اختیار فرد جدید قرار می داد. بعد از آقای الف کارش را در اروپا تمام کرد، کارمند جدید به او گفت که یکی در تهران از طرف او با او تماس می گیرد و اگر آن شخص به آقای آقا بگوید. الف: «معلم را می شناسی؟» با او شروع به کار می کرد. به آرامی در سال 2001، یکی دیگر از مقامات سفارت خارجی به نام آقای. الف و اولین ملاقات آنها صورت گرفت و آن شخص جمله ای را که قبلاً مشخص شده بود به آقای آقا گفت. الف و قرار شد به تماس های خود ادامه دهند.

از این نقطه به بعد، آقای الف، به دلیل موقعیتی که داشت، تمایلی به همکاری با خارجی ها نداشت و حتی چندین بار از ملاقات با مسئول سفارت خودداری کرد، اما در نهایت فرد با اشاره به اینکه به همراه یکی از اتباع خود برای بازدید از نمایشگاه به ایران آمده بود، قرار شد تا دفتر آقای الف در محل کار و با هم ناهار خوردند و یک هفته بعد قرار گذاشتند. در این ملاقات، این مرد 5000 دلار به آقای. الف و از وی خواست هر گونه اطلاعات محرمانه ارائه کند، اما این کار را نکرد و توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد.

انتهای پیام

[ad_2]
Source link

درباره ی admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.